ad

Persian-doctor شهواني شهوانی دکتر

 

get-well-soon-sexy شهوانی

شهوانی سکسی گفتگو بجنون

عکس جندهای تهران


ایران شهوانی چت Shahvani chat ایران تهران چت Tehran chat ایران اصفهان چت Isfahan chat ایران مشهد چت Mashhad chat پسران ایران همجنسباز Tehran men جوان ايراني Young Iranians آشنایی و ملاقات ایران Dating meeting

عکس جندهای تهران

My blue eyes and blonde hair together with my skinny, and super tall body, just kidding. Beyond fun, I believe the first noticeable things about me are my intelligence and cute  smile, my politeness, my lustful optimism and my helpfulness! Oh, and that I am very good Family doctor :), I believe that education is a key for critical thinking and will also a way to create a rich and healthy society, I dream that one day all countries will be one and we all live in peace and friendship.
شهوانی سایت

Facebook feed

ماساژ لیلا
داستانی که میگم برا 4 سال پیش هست, من کلاس سوم راهنمایی بودم که مامان بابام مرد و من مجبور شدم خونه بمونم, یادمه خرداد ماه بود که امتحان ترم داشتم ؛ مامانم منو خونه گذاشت و خالم و دخترش که دانشجو بود و 25 سالش بود اومدن خونمون و شب خوابیدن, نیمه های شب من حس کردم یه گرمایی روی کیرمه با همون چشمای بسته فهمیدم دست دخترخالم روش هست
ترسیدم و بروی خودم نیاوردم ولی چون تو اون سن بودم یهو شق کردم ولی خودمو زدم به خواب
بعد واقعا چیزی نفهمیدم تا فرداش که پاشدیم دیدیم خالم رفته پیش مامانش که مریض بود , منم رفتم مدرسه که امتحان بدم
دخترخاله هم رفت دانشگاه که بعد از ظهر برگشت ( خالم نیومده بود) گفت علی خیلی خسته ام ماساژم بده منم شروع کردم به ماساژ پشت کمرش بعد ساق پاهاش, خالم زنگ زد گفت نمیتونه بیاد و ما خودمون 2 تا بمونیم
شب که شد من رفتم رو تختم گفتم لیلا برو رو تخت مامان اینا بخواب که گفت خوشم نمیاد و اومد بغل من خوابید
من حتآ میترسیدم بوسش کنم,بغلم کرد و منم همینطور و خوابیدیم
هر روز با ماساژ بهش نزدیکتر میشدم/بعد از 4 روز دیگه تاپش و شلوارشو درمیاورد و با شرت و سوتین ماساژش میدادم
تا اینکه رسید به روز هفتم و شبش قرار بود مامانم اینا بیان؛ طبق معمول لخت شد که ماساژش بدم منم از سر شروع کردم و پشت و شکم و رون و ماساژ دادم بعد دست کردم تو شرتش و کونشو ماساژ دادم, اصلن عکس العملی نداشت منم دستمو از همون توی شرتش رسوندم به کسش , با اینکه خودش سفید بود ولی کسش پشمالو بود که من یهو گفتم اَییییی
گفت چیه دوست نداری؟ گفتم حالم بهم خورد کثیف
خلاصه ایندفه تموم شد و ما نتونستیم به کس مبارکشون برسونیم این علی کوچولو رو
تا اینکه 2 سال گذشت و من دیگه دوم دبیرستان بودم همه چیو میفهمیدم لیلا هم 27 سالش شده بود و حسابی تر تازه بود
ایندفه من رفتم خونه ی خاله که خاله اینا رفتن مسافرت و لیلا رو به من سپردن{پسر خیلی خوبی بودم به ظاهر}
من روم نمیشد از اون ماساژ بگم تا اینکه گفت علی تو هنوز ماساژ بلدی؟
من خواستم بگم رغبت ندارم و اینا الکی گفتم ولمون کن حال نداریم بابا ماساژ کیلو چنده؟ ـ, خلاصه گیر داد که ماساژش بدم من از روی بلیز فقد پشت کمرشو ماساژ دادم که یهو گفت مثه قبلنا بده علی
منم تاپ و شلوارشو در آوردم دیدم که به به آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
خلاصه رسیدم به سوتین و دستمو کردم توش و براش ماساژ دادم که حشر شد منم همینطور راست کرده بودم
دست کردم تو شرتش که کونشو بمالم تکون خوردم و سر کیرم به کونش خورد و حسابی هاتش کرد
بعد دستمو کردم کسشو ماساژ بدم که فهمیدم پشم نداره خندیدم آروم, اونم گفت گفت فکر کردی همه مثه تو کثیفن پشماشونو نزنن؟ من گفتم از تو تمیز ترم گفت عمرن , گفتم خب چیکار گنیم؟ گفت بریم ببینیم, رفتیم جلو آینه من شرتشو درآوردم و اون شرت منو ؛ دیدم وای چه کس سفید و تپل و تمیزی داره اونم گفت علییییییییییییی چند سانته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من گفتم 19 سانته , گفت کلفتیشو میگم گفتم 12 سانت که دهتش وا موند گفت برا دوس پسرش 16 سانت و قطرش 8 سانته
خلاصه گرفت دستش و علی کوچولو غول شد برا خودش
سوتینشو درآوردم با لباسامو, رفت رو تخت گفت ببینم علی چیکارس؟ من گفتم بابا حامله میشی اون گفت نه قرص میخورم
گفتم باشه ولی من بلد نیستم! اون گفت باشه اومد کیرمو کرد تو دهنش و حرفه ای عقب جلو میکرد اصن دندوناش نمیخورد
منم برا دفه ی اولم بود رفتم کس لبسیه لیلا ! 10 دقیقه داشتم میخوردمش دوباره کیرمو کرد دهنش و گذاشتم لب کسش
با 1 فشار کل کیرم توش رفتت, هی عقب جلو میکردم آروم که هر 2 حال کنیم بعد 8 دقیقه یهو حس کردم آبم داره میاد
گفت برا منم اومده بریز تو دهنم ؛ منم کیرمو کردم تو دهنش و در حال ساک آب با فشار ریخت تو حلقش و بزور قورتش داد
جدی خیلی حال داد ولی دیگه اصن محلش نزلشتم, نمیتونم تو صورت خالم و شوهر خالم نگاه کنم مخصوصا شوهر دخترخالم که 1 ساله عقد کردن

چون از اعتمادشون سو استفاده کردم
یادتون باشه رفقا بعد از دروغ خیانت بد ترین چیز هست
اینم 100% خاطره بود نه داستان کس شعر
با حق

نوشته: پسر تنها
... .See Less

اولین سکس با همسر سابقم
سلام من ساسان هستم و میخوام اولین سکسم رو با همسری که به خاطر مسائلی طلاق گرفتیم رو براتون تعریف کنم.
شب عروسی بود خیلی استرس داشتم بالاخره زمان رقص شروع شده بود دو ساعت من و ریحانه (همسرم) با هم رقصیدیم دهنمون سرویس شد بعد چند ساعت وقت شام شد بقیه شام خوردن من و ریحانه وقت نکردیم شام بخوریم.ببخشید اگه خلاصه میگم آخه میخوام به قسمت سکسیش برسم.تا برسیم خونه سرویسمون کردن هی وسط خیابون فامیلا میپیچیدن جلومون میگفتن باید برقصی خلاصه به گو خوردن انداختنمون بالاخره ساعت 3 نصفه شب همه رفتن ریحانه رو مبل نشسته بود گفت میره لباس عوض کنه من داشتم تو آشپزخونه شربت درست میکردم ، براش بردم تو اتاق در و که باز کردم دیدم یه تاپ قرمز براق با شلوار صورتی پوشیده ماتم زد بهم گفت چیه چرا اینطوری نگام میکنی ؟ گفتم آخه خیلی خشکل شدی گفت ممنون،گفتم بفرما شربت عزیزم ، شربتو برداشت و خورد منم خوردم ازمتشکر کرد منم گفتم قابل شما رو نداشت خانومی یه بوس روی لباش کردم و نمیدونم چی شد که پرید روم و منو بوسه بارون کرد گفتم عزیزم نکن یه دفعه کنترلمو از دست میدما گفت اشکالی نداره گفتم پس خودت خواستی منم باهاش شروع کردم، جفتمون حشری شدیم یدفعه با یک حرکت تاپش رو در آوردم یه سوتین بنفش برش بود از لباش اومدم پایین تر رو گردنش سینه هاش رو فشار میدادم کم کم آه و اوهش شروع شد سوتینش رو هم در آوردم چه سینه هایی داشت،متوسط-نرم و زیبا هی با نوکش بازی میکردم و سینه هاش رو میخوردم پیرنم رو درآورد با شلوارم منم شلوارش رو درآوردم شرتش خیس بود از روی شرت کسش رو میمالیدم و سینه هاش رو هم میخوردم رفتم پایین تر به نافش رسیدم هی میخوردم، بالاخره شرتشو در آوردم ماتم زد خیلی کسش سفید و بی مو بود شروع کردم به خوردن کسش یه دستم هم به سینه هاش بود،چوچولش رو میمکیدم و زبونم رو دور کسش میزدم عجب آه آهی میکرد هی به موهام چنگ میزد ، بلندم کرد شرتمو در آورد کیرم رو دید یه لحظه کپ کردم گفتم چیزی نیست،کیرم زیاد بزرگ نبود ، بهش گفتم میخوری ؟ گفت باشه ، یه ده دقیقه ای خورد حسابی خیسش کرد. رو به بالا خوابوندمش کیرم رو رولبه ی کسش بالا پایین میکردم خیلی آه آه میکرد منم حشری تر میشدم ، گفتم خانومی آماده ای ؟ گفت آره فقط آروم بکن گفتم چشم، به کسش تف زدم و کیرم رو هم خیس کردم گذاشتم لب کسش و با یه فشار تا نصفه کردم تو یکدفعه یه جیغ بلند کشید کسش رو نگاه کردم دیدم هم کیرم هم کسش خونی شده کیرم رو درآورم با دستمال هم کسش و هم کیرم رو پاک کردم و تا خواست چیزی بگه دوباره کیرم رو گذاشتم لب کسش و دادم تو دوباره جیغ کشید ولی ایندفعه چسبوندمش به خودم و آروم آروم تلمبه میزدم خیلی جیغ میزد ولی یواش یواش دردش کم شد و حال میکرد تلمبه زدنم رو تند تر کردم سینه هاش رو محکم فشار میدادم و اونم آه آه میکرد داشت آبم بالاخره داشت آبم میومد سریع کیرم رو در آوردم و آبم رو ریختم رو شکمش. بی جون کنارش افتادم گفتم دو دقیقه دیگه تمیزت میکنم دیگه خوابمون برد تا صبح با صدای آه و ناله ریحانه بیدار شدم درد داشت کمرش رو گرفته بود استرس برم داشت ترسیدم ، بهش گفتم الان لباسمو میپوشم و میبرمت بیمارستان کمکش کردم لباساش رو بپوشه سریع خوابوندمش عقب ماشین و حرکت کردیم به طرف بیمارستان اونم با یه ماشین گل گلی سریع بردنش رو تخت و دکتر اومد یه سرم بهش وصل کرد منو فرستادن بیرون ظاهرا دکتره از سوالایی که از ریحانه پرسیده بود فهمیده بود که ما سکس داشتیم، اومد بیرون با استرس گفتم چی شده دکتر گفت طبیعیه یه نفس عمیق کشیدم و رفتم پیش ریحانه.
این داستان سکس من بود با ریحانه جونم امیدوارم خوشتون اومده باشه.

نوشته: ساسان
... .See Less

بوسه ازکون زهرا

آقا چندي قبل با يه كوني حال كردم كه نگو ونپرس پدر سگ خيلي ناز و اهل حال بود.قضيه از اين قراره كه تو محله مون يه بيوه زني هست به اسم زهرا البته اينكه ميگم بيوه زن نه اونكه تصور كنيد سنش زياده چون 27 سال بيشتر نداره اما چون كلاً يه زن حشري بوده و اينطور كه ميگن به پسرعموي شوهرش خيلي حال ميداده و حتي شوهرش معتقده كه بچه دومشون كه يه پسر 4 الي 5 ساله است بايد بچه پسرعموش باشه چون بينهايت شبيه پسرعموشه و بنابراظهارات بچه اول زنه كه يه دختر بچه 12 ساله است زهرا بيشتر مواقع شبها تو چاي شوهرش قرص مي انداخته و بعد پسرعموي شوهرش مي اومده اونجا و يه حال درست و حسابي با زهرا ميكرده بعد كه مسئله ديگه عموميت پيدا ميكنه زهرا به چندتا ديگه از بچه هاي محل حال ميده و اين مطلب اونقد آشكار ميشه كه رضا شوهر زهرا ناچار ميشه زهرا رو طلاقش بده ( اين مسئله هم ناگفته نمونه كه بنابر اظهار هركسي كه زهرا رو كرده زهرا عاشق شبكه اسپايس پلاتينيومه و خيلي طالب اينه كه هركسيكه مي كندش آبشو تو دهنش بريزه ).چند روز قبل خانمم با مادرش و تعدادي از زنهاي اهل محل براي مدت 2 روز به يه سفر زيارتي رفتند و من هم از فرصت نهايت استفاده رو كردم و از اونجائيكه الان حدود 2 ساله كه يه سوراخ كون درست و حسابي نكردم ( چون زنم بهم كون نميده ) رفتم تو كار زهرا و شب آوردمش خونه اونقده حال داد كه نگو و نپرس.يه شب تا صبح كه باهاش بودم بيشتر از شش هفت بار آبم ريخت.قبل از هر كاري طبق روال معمول خودم يه دامن تنگ و استرچ تنش كردم و شروع كردم به ليسيدن كونش از روي دامن حسابي كه ليسيدمش سر آخر جلوم دراز كشيد و يه كمي كونشو قنبل كردو منم آبمو ريختم رو دامنش.بعد از 20 دقيقه كه با پسته و ميوه جات خودمونو تقويت كرديم نوبت رسيد به لخت كردنش.جاتون خالي هر تيكه از لباسشو كه در ميآوردم همون جاشو مي بوسيدم و مي ليسيدم از گردنش و پستوناش گرفته تا نافش و دورادور كسشو و دولپ كونش رونهاي سفيدش و ... بعدش هم نوبت رسيد به كردن كسش كه از گرما درست مثل كوره نونوايي شده بود. كسشو تو حالتهاي مختلف كردم از پايين و از بالا و از رو شكم و در حالت قنبلي و ... اونقد كسش با حال بود كه كلي آب ازم رفت اصلاً نميدونم اينهمه آب كجا ذخيره شده بود.بعداز يه كس كردن حسابي نشستيم و با آبجو و پسته و چيپس خودمونو تقويت كرديم.بعداز خوردن آبجو سر هر دوتا مون حسابي گرم شده بود و چون وقت لذتبخش ترين قسمتش بود اول بردمش تو حموم و حسابي داخل سوراخ كونشو تميز كردم حتي چندباري هم كيرمو تا ته كردم تو كونشو و درآوردم ( چون سر كير حالت چنگك فرم داره و موقع بيرون كشيدنش هرچي آت و آشغال تو سوراخ كون باشه ميكشه بيرون ) بعداز مرحله تميز كردن داخل سوراخ كونش آوردمش تو اطاق و با هم رفتيم رو تختخواب من دراز كشيدم و بهش گفتم بشينه رو دهنم نميدونيد چه هيجاني داشت وقتي ميديدم لحظه به لحظه سوراخ كونش داره به دهنم نزديك ميشه.بالاخره نشست رو دهنم و منم يه ليس حسابي و جانانه به سوراخش زدم بعد همونطور كه رو دهنم نشسته بود با دست يواش يواش بسمت كيرم متمايلش كردم و بهش فهموندم كه بحالت 69 انگليسي واسم ساك بزنه منم لبامو دورادور سوراخ كونش حلقه كردم و شروع كردم به لب گرفتن از سوراخ كونش درست مثل لب گرفتن از لباش ( اين قسمت لب گرفتن از كونو خيلي دوست دارم نميدونيد الان كه دارم اين متنو مينويسم يه دستم به كيرمه و با يه دستم دارم تايپ ميكنم ) همونطوريكه قبلاً باهاش طي كرده بودم ازش خواستم درحاليكه از كونش لب مي گيرم تو دهنم بگوزه ( اينكار خيلي حال ميده و منم اينكارو از دوستم ياد گرفتم و الان تقريباً روزي نيست كه زنم واسم اينكارو نكنه ) بگذريم زهرا يه ذره يه خودش فشار آورد و لبه هاي سوراخ كونش تو دهنم برجسته شد در اينموقع شهوت سراپاي وجودمو گرفته بود و از شدت هيجان نفسم بالا نمي اومد بعد يه گوز گنده و جانانه تو دهنم داد و از شدت شهوت درست همزمان با گوزيدنش آبم ريخت تو دهنش پدر سگ جنده يه طوري با آبم تو دهنش بازي ميكرد و اونو بيرون ميريخت و دوباره ميخوردش كه انگار سالهاي ساله كه هنرپيشه فيلمهاي سوپره منم كه اينطوري ديدمش بهش گفتم اگه بذاره ازش فيلم بگيرم حاضرم 50 تومن به دستمزدش اضافه كنم اما هركاري كردم قبول نكرد كه نكرد. بعداز يه وقفه طولاني و تقويت حسابي رفتم تو كار كونش بايد اعتراف بكنم كه كردن سوراخ كونش براحتي وقتيكه تو حموم ميكردمش نبود واسه همين مجبور شدم از يه كم روغن مايع كمك بگيرم و بعدش هم يه كون جانانه بكنم بايد اعتراف بكنم با وجوديكه دور كونش زياد بزرگ نيست ( حدوداً ) بايد 95 تا 98 سانت باشه اما به اندازه يه كون 120 سانتي بمن شهوت داده بود و خلاصه تا خود صبح چندبار آبمو تو سوراخ كونش ريختم و بعد ازش مي خواستم كه آبمو از كونش پس بزنه اما فقط دفعه اول اينكارو تونست بكنه چون در دفعات بعدي اونقدر ضعيف شده بودم كه با هر بار كردن 2تا3 قطره بيشتر از كيرم آب نمي اومد.سرآخر هم موقع حساب كردن يه 5 تومن بيشتر از اوني كه باهاش طي كرده بودم بهش دادم تا ازم راضي باشه و واسه دفعه بعد ديگه باهاش هيچ مشكلي نداشته باشم بعدش هم صبح زود فرستادمش بره خونه شون. فعلاً دارم به اين قضيه فكر ميكنم كه چطوري ميتونم ازش فيلم بگيرم اگه اينكار انجام بشه حتماً عكس كونشو واستون ميذارم تا ببينيد و راجع بهش نظر بديد

نوشته: محمد
... .See Less

کردن خواهر زن

سلام به همه سکسی ها
زیاد داستان خوندم ولی این اولین داستانمه که مینویسم
من 2سال پیش با خواهر زنم سکس کردم اونم چه خواهر زنی
واااااااااااای خدا نصیب کنه دوباره
شهره 20 سالش بود و دانشجو بود قد بلند و خوشگل 170 قدش بود منم 1پسر 184 سانتی و حشری
طولانیه قضیه اس ام اس بازی و گفتن دوستت دارم و پیامهای عاشقونه و کم کم سکسی
حدود 7ماه طول کشید تا راضی شد من ببوسمش از رفتارش معلوم بود تا حالا دوست پسر نداشته از حرکاتش و بوسیدن معلوم بود
دختر خوشگل و خوش هیکل و نازی بود
خلاصه با دوتا از خترها تو 1خونه دانشجوئی بودن شهرشون تا شهر خودمون 2ساعت راه بود
بعد از میان ترم قرار گذاشتیم 1شب زودتر از دوستاش برگرده خونه و منم شب برم اونجا تا دم دمای صبح که برگردم شهرمون
خلاصه رفتیم اونجا جاتون خالی
اینقدر بوسیدمش و خوردم لباش رو که راضی شد لباسش رو در بیاره خودشو کشت تا گذاشت سینه های خوشگلش رو بخورم و کم کم داغ شد تنش
منم قسمش دادم و گفتم شاید تو عمرمون دیگه این لحظات برامون تکرار نشه با اکراه شورتش رو گذاشت دربیارم افتادم به جون اون کس کوچولو و سفید و خوش بو حالا بخور کی بخور اینقدر خوردم که نفسش بالا نمی اومد بعد از 1ربع 69 شدم و یادش دادم که چطوری کیرمو بخوره باور نمیکردم که بتونه اینکار رو بکنه ولی بجان بچه ام چنان با ولع میخورد که داشتم از لذت تو آسمونها سیرمیکردم واقعا عالی بود هم زمان کسش رو میبوسیدم و مک میزدم و لیس میزدم اونم کیرمو میخورد و منم با انگشت و ژل تو کونش میکردم
اول 1 انگشت بع 2انگشت و بعدم 3تا انگشت تو کونش میکردم و کسش رو میخوردم و اون همچنان به خودش میپیچید و کیرمو میخورد
اون شب یکی از بهترین شبهای من بود ولی دیگه هیچ وقت تکرار نشد که نشد
از : ((deltangi deltagi))
... .See Less

روز رویای با دختر عمه و ضدحال والدین
سلام.من علی ام.الان دوم دبیرستانم.این قضیه برا ماه رمضانه.من تو تیزهوشان درس می خونم و همه بچه مثبت ان.فقط چند نفر هستیم که هرکدوم یه دوست دختر داریم تو رقابت هستیم.هر چند وقت یه بارهم خاطراتمون رو برا هم تعریف می کنیم.با دوست دخترم شبا بیرون میرفم و گاهی وقتا از هم لب می گرفتیم.شبام تا صبح اس بازی سکس تل میکردیم.
من تا یه خانواده ی مذهبی زندگی می کنم.منم خودمو جلو مامان بابام بچه مثبت نشون می دم.اما این دفعه تصمیم گرفته بودم آدم شم.روضه هامو میرفتم و نمازامو می خوندم.
یه هفته از ماه رمضان مرفت که ما عمه ام رو که تو یه شهر دیگه زندیگه می کردن برا افطار دعوت کردیم.عمه ام هر دو هفته یک بار میومدن شهرمون.یه دختر عمه هم داشتم که اسمش پگاه بود.یه دختر چادری ولی خیلی سکسی.قد متوسط داشتوخیلی هم سفید بود هیکل خیلی خوبی داشت.
بالاخره پنجشنبه شد عمه ام امروز میومدن.من ساعت 4رفتم کلاس زبان به مامانم گفتم امشب با بچه ها میریم بیرون تا شب نیستم.ولی قرارمون بهم خورد و من ساعت 5رفتم خونه.زنگ رو زدم¸پگاه برداشت.رفتم تو.دیدم هیچکس نیست و پگاه تنهاست.گفت مامانم و مامانت رفتن دکتر.بابام هم که نبود.تو کونم عروسی شروع شد.نماز روزه یادم رفت.رفتم تو اتاقم یه راحتی پوشیدم و دو تا بوگیر دهان گذاشتم.یه مجله دست گرفتم رفتم رو مبل روبه روی پگاه نشستم.یه مانتویه قرمز و یه روسری پوشیده بود.یه دفعه نگام به جوراباش خورد .وای یه جوراب نخیه سفید پوشیده بود.همون چیزی که آرزوش رو داشتم.کیرم داشت بزرگ میشد.مجله رو روش گذاشتم پیدا نباشه.
بالاخره به بهانه ی نشون دادن مجله رفتم بغلش نشستم.خودشو ازم دور کرد.منم خودم آروم کشوندم طرفش.به دسته ی مبل رسید.منم خودمو بهش چسبوندم.خودشو به دسته ی مبل فشار می داد.جراتمو زیاد کردم دستمو گذاشتم رو پاش.با ترس گفت چی کار می کنی؟با پوز خند گفتم هیچی!با دستاش هلم می داد.ناگهان دستم رفت طرف کسش.دستمو زدم به کسش.تا حالا کسه هیچ دختریو لمس نکرده بودم.شروع کردم به مالوندن.کمکم دیگه مقاومت نمی کردی همکاری هم می کرد.
دستم رو دورش حاقه کردم چسبوندمش به خودم.با اون دستم هم سینه های کوچیکش رو مچاله می کردم.خیلی بهم حال می داد.همیشه فکرم پیشه دوس دخترم بود.
روسریشو کندم.دکمه های مانتوشو باز کردم.مانتوشو هم دراوردم.یه تاپ صورتی داشت.زدم تا بالای سینه هاش .سوتین صورتیشو در اوردم.وای الان هوس اون سینه های سفید و کوچیک رو کردم.براش مک می زدم.چند بار هم لب گرفتیم.بلد نبود چی کار کنه .همه ی کارارو من می کردم.
رفتم سراغ شلوارش.خجالت می کشید بهدستام نگاه می کرد.گفتم چیزی نیس ما دیگه دوستیم.دل داریشو دادم. شلوار شو تا زانو پایین کشیدم.یه شورت مشکی داشت.لحظه شماری می کردم کسشو ببینم.تو دلم تا سه شمردم شورتشو کشیدم پایین.وقتی نگام بهش خورد انگار به تمام ارزو هام رسیده بودم.یه کسه صورتی که هیچی مو نداشت.دستام لاش کردم آروم مالیدم.بعد چند لحظه شورت و شلوارشو در اوردم انداختم کنار.بردمش رو فرش و خوابوندمش.بغلش کردم محکم گرفتمش.بعد اون دستمو گذاشتم رو کسشو خیلی سریع و محکم براش مالوندم.پاهوش برا خودش می رفت.همون لحظه به ارگاسم رسید و تو بغلم شل شد.
یه دفعه یادم اومد اگه به دوستام بگم یه نفرو کردم باور نمی کنن باید عکسشو بهشون نشون بدم.بهش گفتم می رم اب بخورم تو خم خودتو بمالون شهوتت نخوابه .منم کیرم دستم بود رفتم تو اشپز خونه.گوشیمو رو اوپن قایم کردم و شروع کردم به فیلم برداری.وقتی اومدم پیشش داشت خودشو می مالوند.نمی دونید عجب صحنه ای بود نزدیک بود آبم بیاد.
بهش گفتم حالا نوبته منه.داشت نیگام می کرد.جلوش اروم شلوارمو کشیدم پایین.به کیرم خیره شده بود.تا حالا کیر ندیده بود.کیرم زیاد بزرگ نیست.16سانته.ولی خیلی پهنه.از یه طرف می ترسیدم از کس یکنمش و ابم بریزم توش از طرف دیگه دلم نمیومد پردشو بزنم.
بهش گفتم می خوام کون خوشگلتو بکنم.اول رو مبل خوابوندمش با کسش بازی کردم.کلاهک کیرمو کردم تو کسشو کیرمو می چرخوندم.با دستم هم کسشو می مالوندم.بهم التماس می کرد بکنم توش ولی بهش گفتم نه.کیرمو در اوردم پگاه رو بلند ش کردم از پشت گذاشتم رو مبل به طوریکه پاهاش رو زمین بود.کونشو باز کردم و چند ثانیه به سوراخش نگاه کردم.همیش عاشق سوراخ کون و اون چین و چروکاش بودم.یه کم توف مالیدم به سوراخش اول یه انگشتی بعد دو انگشتی توش کردم.خیلی تنگ بود.می ترسیدم جرش بدم با این کیر کلفتم. گفت خیل درد داره.گفتم چیزی نیست عزیزم.اولشه بعد خوب میشه.بعد کیرمو گذاشتم لب کونش.به زور کلاهکش رو بردم تو .داشت جیغ میزد با دستش منو هل می داد نمی گذاشت کارمو بکنم!با یه دستم مچ دستشو گرفتم با اون دستم لبه ی مبل رو.داشتم تلمبه میزدم.همین طور که داشت جیغ می زد اشکشو دیدم.اصن حالم دست خودم نبود فقط به کردنش فکر می کردم.
تو همین حال و هوا بودم و داشتم تلمبه میزدم که چشمتون روز بعد نبینه¸زنگ در خونه خورد.بدنم خشک شد عرق سرد رو پیشونیم ظاهر شد.همون طور که کیرم تو کونش بود چند ثانیه بهم نگاه کردیم بعد خیلی سریع از جامون پریدیم.بهم گفت حالا چی کار کنم؟همون طور که شلوار می پوشیدم بهش گفتم برو بالا تو اتاقم پشت کامپیوتر بشین.همون طور کون لخت رفت بالا.منم رفتم سمت ایفون.شورتمو یادم رفت بپوشم.دستم تو شلوارم بود و داشتم کیر بزرگم و بین پاهام جا می دادم.دستام بشدت می لرزید.خونسردیمو حفظ کردم.درو باز کردم عمه و مامانم اومدن بالا.پگاه هم اومد پایین.به مامانش گفت با کامپیوتر اهنگ گوش می دادیم منم تایید کردم.
بالاخره به خوبیو خوشی گذشت.از اینکه من ابم نیومده بود اعصابم خورد بود!چند ساعت بعد¸ بعد از افطار به عمم گفتم پگاه ترم چنده کلاس زبانه؟شروع کردم برا کلاس زبان صحبت کردن.به عمم گفتم من پند فیلم زبان دارم بریم ببینیم؟گفت باشه.
خانوما که تو آشپزخونه بودن اقایونم حرف سیاسی می زدن.با پگاه رفتیم تو اتاقم جلو کامپیوتر نشستیم.یه فیلم سوپر اوردم و دستم رو گذاشتم رو کس پگاه شرو کردم به مالوند.کیرمو از شوارم انداختم بیرون.نمی دونست چیکار کنه!خودم شروع کردم به جق زدن.بعد اونم دستش رو آورد برام جق زد.بعد دقیقه دیگه داشت ابم میومد.ریختمش رو یه دستمال کاغذی.خیره شده بود به ابم.به خنده بهش گفتم تا حالا ندیدی؟اونم با خنده گفت نه!بعد اون شب به خوبی گذشت.من شمارشو گرفتم و شبا سکس تل می کنیم.با هم هزار تا نقشه کشیدیم دفعه ی بعد که مارفتیم خونشون چی کار کنیم!
خوشحالم که این ماجرا رو تا اخرش خوندید.چند فقط پیشم با دوست دخترم یه سکس فوق العاده داشتم.اگه خواستید اونم رو تعریف می کنم.
... .See Less

عکس کس شهوانی دکتر

ad

More in Tel Aviv

ad

95 Comments

Leave a Reply

css.php

My Persian doctor شهوانی دکتر

by Tel Aviv Net
95
More in Iranian movies فیلم سکسی, عکسهای عاشقانه
burka
Kelab Gadis Seksi kadin دانلود فیلم سکس

Close